عباس قديانى

593

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

بعد از او ، علاء الدين محمد غورى را از زندان برآورده به سلطنت نشاندند . علاء الدين تكش تكش خوارزمشاه ، متوفى رمضان 596 ه . ق . پادشاه سلسلهء خوارزمشاهيان ( 568 - 596 ه . ق . ) ؛ پسر ايل ارسلان . بعد از وفات پدر ، به كمك قراختاييان ، برادر خويش سلطانشاه را مغلوب كرد ، و در خوارزم به سلطنت نشست ( ربيع الثانى 568 ه . ق . ) ، اما پس از آن همواره با سلطانشاه در منازعه بود . در آخر مقرر شد خوارزم از آن تكش و خراسان از آن سلطانشاه باشد ، باز بين دو برادر كار به منازعه و تحريك كشيد . عاقبت ، بعد از وفات سلطانشاه ، وى خراسان را ضميمه قلمرو خويش كرد ، و سپس لشكر به عراق برد ؛ طغرل ابن ارسلان ، آخرين پادشاه سلجوقى عراق ، در جنگ با او كشته شد ( 590 ه . ق . ) ، و تكش حكومت اصفهان را به قتلغ اينانج داده به خوارزم بازگشت . چون قتلغ كشته شد ، تكش ديگربار عراق را گرفت ، و به خوارزم بازگشت . علاء الدين جهانسوز شهرت علاء الدين حسين غورى 556 ه . ق . پادشاه معروف سلسلهء آل شنسب در ولايت غور ( 544 - 556 ه . ق . ) . بعد از برادرش بهاء الدين سام اول ، در فيروزكوه به تخت نشسته لشكر به قصد تسخير غزنين كشيد ، و با سلطان بهرامشاه غزنوى به جنگ پرداخت و دولتشاه پسر بهرامشاه را در جنگ كشته ، شهر غزنين را آتش زد ( 545 ه . ق . ) ، و به همين جهت به جهانسوز معروف شد ؛ بسيارى از مردم را بكشت ، و گورهاى اكثر سلاطين غزنوى را بكاويد ، و استخوانهاشان از خاك برآورد و بسوزانيد ، و تمام قصور و عمارات محمودى را در غزنين خراب كرد ، و به غور بازگشت . و معز الدين محمد سام و غياث الدين محمد سام ( پسران بهاء الدين سام اول ) را بازداشت كرد . وى به تقليد سلاطين سلجوقى و غزنوى ، خود را « سلطان معظم » خواند ، و حال آنكه ساير سلاطين غور به عناوين « ملك و امير » قانع بودند . در 547 ه . ق . ، از پرداخت خراج به سلطان سنجر خوددارى كرد ، و به حمايت مخالفين سلاجقه در خراسان زندانى بود . سنجر پس از چندى او را ببخشيد و ديگربار به ولايت غور فرستاد . علاء الدين جهانسوز ، در ولايات مجاور ، مدتى آشوب به پا كرد و بعضى ولايات غرجستان و طخارستان و باميان را به تسخير آورد . در آخر عمر ، با دعاة باطنيان الموت كه به ولايت غور آمدند روابط دوستانه داشت ، و اين معنى تا حدى سبب مزيد بدنامى او گشت . بعد از او پسرش سيف الدين محمد غورى به امارت نشست . علاء الدين خلجى [ علاء الدين محمد خلجى ] ، حدود 666 - 715 ه . ق . فرمانرواى معروف مملكت دهلى و سومين پادشاه خلجى دهلى ( 695 - 715 ه . ق . ) . پس از كشتن عموى خود جلال الدين فيروز شاه خلجى ، به سلطنت دهلى نشست . طى چند ماه اول سلطنت خود ، پسران جلال الدين و طرفداران آنان را دستگير كرد . و بعضى را كور يا مقتول كرد ، و برخى را به زندان انداخت . در سالهاى اول سلطنت ، به دفع مغولها پرداخت . در دكن و راجستان فتوحات كرد . پادشاهى بىرحم و خونخوار بود . نسبت به شعرا و ادبا توجه داشت ؛ امير حسن دهلوى و امير خسرو دهلوى به دربار او منسوب بودند . بعد از او پسر شش ساله‌اش عمر خان به تخت نشست .